الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

394

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

5 . خدا به كسى ظلم نمىكند و بندگانش را از اينكه به آنها ستم كند پناه داده است . 6 . جهان جايگاه ابتلا و آزمايش است ، بنابراين بشر بايد براى ابتلائات آن كمر خود را محكم ببندد تا پستى و بلندىهاى دنيا او را دگرگون نسازد . 7 . در جلب رضا و برافروختن آتش خشم خدا بين ملل و امم تفاوتى نيست و خدا از امّتى راضى نمىشود به عملى كه به واسطهء آن عمل به امّت ديگر خشم فرموده باشد ، و نيز به امّتى خشم نمىفرمايد به عملى كه از امّت ديگر به واسطهء آن عمل راضى شده باشد . 8 . نعمتهاى خدا با شكر آن نعمتها و صرف آنها در طاعت و پرهيز از معصيت دوام مىيابد و با كفران نعمت زايل مىشود . 9 . خشم و رضاى خدا را از زور و قدرت و مال و فرزندى كه نصيب كسى شود نمىتوان شناخت ، و اين امور معيار تشخيص فضيلت و رذيلت نيست . 10 . هر ملّتى كه در برابر ظلم و ستم مقاومت كند و تسليم نشود و جدّيت نمايد تا از راه راست منحرف نگردد و استقامت و پايدارى كند ، سرانجام به پيروزى مىرسد و ذلّتش به عزّت ، و بيمش به اطمينان و امنيّت بدل مىگردد ، و چندان عزيز مىشود كه با آرزو نيز چنان عزّتى برايش انتظار نمىرفت . 11 . مردم و افراد هر جامعه مسؤول كارهاى يكديگرند و از نتايج و آثار خوب يا بد اعمال هم برخوردار . اگر همگان راضى به كارى باشند ، به ثواب يا كيفر آن كار - هرچند عامل آن يك نفر باشد - مىرسند و آن كار به تمام افراد جامعه‌اى كه راضى به آن هستند استناد مىيابد .